تبلیغات متنی در لاین بلاگ پایان نامه کارشناسی ارشد چرخ سفالگری کودکان خرید بازدید
بستن تبلیغات [X]
آرشیو بهداد
آرشیو بهداد

آنچه که ما می نویسیم حتمی الوقوع نمی پنداریم بلکه احتمالات مختلف را در نظر می گیریم و راه های مختلف رسیدن برای حل مسائل را مورد بررسی قرار می دهیم .

بهداد

طهران ، 10 مرداد ماه 1394




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 93 ،

بی بند و باری تشکیلاتی منشویکی

در حزب خائن جنایتکار توده

2


رفیق ایرج اسکندری باسوادترین و مثبت ترین فرد گروه ارانی بود (حتی می توان گفت که ایرج اسکندری اطلاعاتش از مارکسیسم لنینیسم بیش از رفیق دکتر تقی ارانی بود . بیشتر عمر دکتر تقی ارانی در راه آموختن علوم دقیقه ( طب ، شیمی ، فیزیک ، ریاضیات)، خواندن فلسفه غربی غیر مارکسیستی، آثار پسیکولوژی مانند تألیفات فروید گذشته بود .



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 133 ،

ما از بابت اشتباهاتی که تایپی است و نیز اشتباهاتی که ناشی از دانش محدود و ناقص و نسیان و فراموشی ماست از خوانندگان گرامی پوزش می طلبیم.

ما کوشیده و می کوشیم که مردم کشورمان بهتر فکر کنند.

بهداد

طهران، 11 مرداد 1394




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 91 ،
2015-08-06

پسرک چشم آلبالویی

29

پسرک زیبا چشم

هلو در سوزن آتش الماس یاقوت محبٌت

طلای سرین و ماهتاب سینه ها

دختری از جنس بلور آبی

در حوض مرمر آتش انجیر شهوت

اقیانوس لذٌت صنوبر

در پستان های کوچک آتش گون

با رطب مروارید ناردان



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 86 ،
2015-08-07

کیانوری و بورژوازی ملّی

بهداد

باند کامبخش – کیانوری همواره کوشیده است تا در صفوف جنبش رهایی بخش ملٌی ایران تفرقه و تشتت ایجاد کند و از این راه شکست های عظیمی بر جنبش آزادی بخش ملٌی ایران وارد آورده است . مانند حملات علیه حکومت ملٌی دکتر مصدق و سپس با طرفداری از او راندن او به سوی انحرافات چپ روانه یا ایجاد تفرقه افکنی در انقلاب 1357 . به سوی راست راندن اشخاصی مانند: مهندس بازرگان و آیة الله شریعتمداری در آن انقلاب:

باند کیانوری طبق تئوری خود ساخته و من درآوردی بورژوازی تجاری را کمپرادور و بورژوازی صنعتی را ملٌی می نامید و ان نظریه را در حزب توده ایران تعلیم می داد . درحالی که این مخالف اندیشه های مارکسیسم لنینیسم است .

به طور کلی بورژوازی ملٌی خواه تجاری و خواه صنعتی، خواه بانکی و غیره در صورتی که دارای روحیه ناسیونالیستی باشد ملٌی و در صورت نداشتن روحیه ملٌی ضد ملٌی است.

ببینید استالین در این باره چه می گوید :

درحواشی درباره دمکراسی نوین اثر مائوزدون چاپ و ترجمه پکن ص 72

درباره کمال پاشا ناسیونالیست ترک آمده است:

« کمال نماینده بورژوازی تجارتی ترکیه پس از جنگ جهانی اول بود. پس از جنگ جهانی اول امپریالیست های انگلستان دولت وابسته اش یونان را بر انگیخت که به ترکیه تجاوز مسلحانه نماید، خلق ترکیه که از کمک اتحاد شوروی برخوردار بود در 1922 بر ارتش یونان فائق آمد. در سال 1923 کمال پاشا به ریاست جمهوری ترکیه انتخاب شد.

استالین گفت : انقلاب کمالیست انقلاب قشر فوقانی بورژوازی ملٌی تجارتی است که درمبارزه علیه امپریالیست ها رخ داد و ماهیتاً در رشد و تکامل بعدی خود علیه کارگران و دهقانان و علیه هرگونه احتمال انقلاب ارضی توجیه گردید.

مراجعه شود به استالین " گفتگو با دانشجویان دانشگاه سون یاتسن"

می بینید که استالین خصلت نمایی بورژوازی تجارتی را چگونه ترسیم می کند و حتی قشر فوقانی آن را ملٌی می خواند .

در صورتی که دکتر مصدق و مهندس بازرگان متعلق به قشرهای بسیار دمکراتیک تر از کمال پاشا بودند . مثلاً مصدق با تحدید مال الاجاره روستاییان اصلاحات ارضی را در ایران آرام آرام مطابق قانون آغاز کرده بود . این است نمونه هایی از خرابکاری های باند کیانوری – کامبخش – طبری و قاسمی و غیره در جنبش انقلابی و کمونیستی و رهایی بخش ایران .

کیانوری از بدو ورود خود به حزب توده ایران چپ روی را آغاز کرد .

کیانوری این کارزار را از جمله با ترجمه آثار ضد مذهبی برای منفردکردن حزب توده ایران بین توده مردم ایران و منحرف ساختن آن از مشی اولیه حزب که به قول ایرج اسکندری مرکز حزب را به نمازخانه تبدیل کرده بودند و اتاقی مخصوص نماز در مرکز حزب ایجاد کرده بودند شروع کرد.

در بدو ورود خود به حزب توده کیانوری شروع کرد به انتشار جزواتی علیه مذهب و ناسیونالیسم .

این جزوات در دوران انقلاب 1354-1361تجدید چاپ شد . مانند " لنین و لنینیسم " که به شدت چپ روانه بود و به ضدیت با مذهب و ناسیونالیسم و غیره پرداخته شده بود این کتاب قبل از آمدن کیانوری به ایران مجدداً منتشر شد ، کیانوری وقتی به ایران آمد در روزنامۀ مردم تکذیب نامه ای راجع به اینکه این کتاب از او نیست چاپ کرد ولی معلوم نکرد که نویسنده کتاب کیست ! کتاب دیگر چاپ شد به نام "ماتریالیسم و مذهب " و یا اسم مشابه " مارکسیسم و فلسفه ماتریالسیم " که به شدت چپ روانه و ضد مذهبی بود و ترجمه از آثار یلخانف بود

کتاب ( دیگری ) به نام " مبارزات طبقاتی حزب و اتحادیه " که پشت آن عبارت " دکتر کیانوری استاد دانشگاه تهران نگارش یافته و در دروان انقلاب 1357 افست شد (کتاب سفید ) این کتاب بسیار ضد مذهب و ناسیونالیسم است وبه شدت چپ روانه است و به مراد خواندن فاتحه حزب توده ایران بعنوان یک حزب علنی و آزادی خواه است از جمله نگاشته شده « مبارزه حزبی مانند محاربۀ نظامی است و به انضباط نیاز دارد» . ( ص 29).

ما در این رساله صرفاً به بررسی مقاله ای که کیانوری در کنفرانس احزب کمونیست برای بررسی مسئله بورژوازی ملٌی خوانده است می پردازیم . بعداز پلنوم وسیع 1335

پلنوم وسیع چهارم حزب توده ایران سیاست خیانتکارانه باند کیانوری را علیه دکتر مصدق را به عنوان مبارزه علیه بورژوازی ملی را محکوم کرد و کیانوری را توبیخ کرد .

درحدود 1340 کتاب درباره بورژوازی ملّی نشر یافت و در 1358 توسط انتشارات کاوش تجدید چاپ شد و مقالۀ کیانوری به عنوان شاهکار در اوٌل آن قرار گرفت .

در سال 1338 (خرداد ماه 1958) انستیتوی تاریخ جهان در شهر لایپزیک آلمان شرقی سمیناری تشکیل داد و از رهبران جنبش کمونیستی جهانی دعوت کرد که در آن نمایندگانی بفرستند از ایران هم از دو جناح درون حزب توده ایران ایرج اسکندری و نورالدین کیانوری نیز دعوت شدند تا در این سمینار شرکت کنند. مجموعه مقاله (جزوه ای) از مقالات نمایندگان در این سمینار که از سوی کشورهای گوناگون در آن شرکت داشتند توسط حزب توده ایران به طبع رسید بعداً در دوران انقلاب اخیر آن جزوه در ایران تجدد چاپ شد و برای بالا بردن اوتوریته کیانوری مقاله او را در آغاز جزوه چاپ کرده و مقاله ایرج اسکندری را در اواخر این جزوه (به طوری که لا به لای دیگر مقالات گم می شود) نشر کرد.

مقاله کیانوری بسیار مطوّل و للاطائلات است و مقاله ایرج اسکندری همان طور که سبک وی بود خلاصه موجز و کوتاه است مقاله کیانوری مطالب مهمی دارد که انحرافات وی از مارکسیسم لنینیسم در آن منعکس شده .

مقاله کیانوری را مورد مداقه قرار می دهم کیانوری «این گونه سخن را آغاز می کند » عنوان مقاله او این است « بورژوازی ملّی، ماهیت و سیاست آن » کیانوری می نویسد «نقش بورژوازی ملی جای مهمی را در بین مسائل جنبش رهایی بخش اشغال می کند» چشم بسته غیب می گوید. از کرامات شیخ ما چه عجب پنجه را باز کار کرد و گفت پنج است ، کیانوری مانند بچه های دبستانی انشاء نوشته است و به جای نثر فصیح فارسی معاصر و مقاله نویسی که بسیار ترقی کرده است مانند مشق کودکانه نوشته است در این زمان کیانوری حدود 50-45 سال داشته است و کسی که داعیه رهبری حزب توده ایران حزب کمونیست ایران را می کند مانند بچه های کلاس پنجم دبستان مقاله می نویسد.

اصولاً سواد او در زبان فارسی بسیار پایین بوده است همچنان که معلومات تئوری کیش بسیار پایین است برخی از مقالات کیانوری نثر بهتر دارد با ویرایش و اصلاح و آرایش احسان طبری است یا به قلم خود احسان طبری مثلاً مقاله بسیار خوش انشایی از کیانوری در روزنامه مردم (و شاید دمکراتیک مردم علی البدل آن) در بعد از انقلاب 1357 علیه دکتر سنجابی رهبر جبهه ملٌی ایران انتشار یافت ولی واقعیت این است کسی که به نثر کیانوری و احسان طبری آشنایی ژرف داشته باشد به خوبی می تواند در یابد می تواند بفهمد این ها نثر طبری است نه کیانوری! این رسم طبری بود تا برای دادن اوتوریته به رهبران منحرف با ضعیف حزب توده ایران برای آن ها کتاب می نوشت از داستان شعر و مقالات تئوریک و تاریخی و کتاب های فلسفی و اقتصادی و غیره .

در اسفند 1354 ایرج اسکندری دبیر اول وقت حزب توده ایران به کوبا رفت و با فیدل کاسترو رهبر کوبا ملاقات کرد مقالات و اعلامیه های مشترک در این باره در کوبا انتشار یافت که از "وحدت نظر مطلق اسکندری و کاسترو" سخن می گفت.

مقالات و اعلامیه ها از جمله در دنیا ارگان رسمی حزب توده ایران چاپ شد و حتی در روزنامه های ایران اطلاعات و کیهان نیز چاپ شد و به دنبال آن رژیم استبدادی محمد رضا شاه پهلوی طی اعلامیه ای رسمی روابط با کوبا را به این بهانه قطع کرد ولی مطلب جالبی که می خواهم برای شما بگویم این است که در تجدید چاپ افست مجله دنیا ارگان حزب توده ایران بعد از انقلاب 1357 در ایران که توسط حزب توده ایران چاپ شده است چون باند کیانوری - طبری مطلقاً حزب توده ایران تصرف کرده بودند ( آن بخشی از حزب که خود را لو داده بود) .

در این چاپ افست کلیه صفحاتی که که مقالات و اعلامیه های مشترک فیدل کاسترو و ایرج اسکندری را راجع به ملاقات ایرج اسکندری و کاسترو را که از وحدت نظر مطلق آن ها سخن می گفت کاغذ سفید گذارده آن ها را مطلقاً چاپ نکردند

برای آن که خوانندگان گرامی را با واقعیت آشنا کنم یادآور می شوم که بعد از کودتای 28 مرداد سال های 34-32 که سازمان های حزب توده ایران متلاشی شد و بیش از شش هزار نفر از افراد فعال حزب توده ایران به زندان ها افتادند. اکثریت آن ها با آنکه تنفرنامه نوشته بودند به عقاید انقلابی و وطن پرستانه و آزادی خواهانه سابق خویش اعتقاد داشته منتهی به رهبری حزب هیچ گونه اعتماد و اعتقادی نداشتند و هر یک گروه ها و سازمان های کوچکی بسیار مخفی برای خود سازمان داده بودند و کسان دیگری را نیز تدریجاً در حوزه فعالیت خود وارد کرده بودند مثلاً حزب توده ایران در 1332 25000 نفر عضو در شهر تهران داشت در آذر 1324 که سازمان ایالتی حزب توده ایران در آذربایجان به فرقه دمکرات آذربایجان پیوست 60000 عضو داشت در حالی که کیانوری که خود را حزب توده ایران می خواند دبیر اول و رهبر نابغه آن معرفی می کرد و در کنار خود بزرگترین تئوریسن و نابغه جامع الاطراف آن ( ! ) یعنی احسان طبری را داشت (کیانوری و طرفداران باند کامبخش، کیانوری را استالین و طبری را لنین ایران معرفی می کردند و اکثریت عظیم مردم آن ها را به مسخره آیة الله کیانوری و آیة الله طبری می خواندندو این گروه سکتاریست چاپلوس جمهوری اسلامی که در باطن تدارک کودتای کمونیستی و قتل عام روحانیون و مذهبیون را می دیدند مضحکه عام مردم ایران بودند دست در بغل هم می کردند و مانند عاشق و معشوق به مجلس می رفتند و خود را رهبر طراز نوین می خواندند و کاندید نمایندگی می کردند!)

به هر حال در حالی که کیانوری خود را حزب توده ایران می خواند فقط توانست چند هزار نفر توده ای را در شهر تهران به سوی خود جلب کند در انتخابات طهران به واسطه شهرت دروغین و تبلیغات عظیم طبری و کیانوری راجع به علم و دانش خودشان، در انتخابات تهران 50000 رأی می آوردند (از راه گول زدن و دماگوژی "عوام فریبی" مردم احساساتی ظاهر پرست) و دیگر کاندیدهای حزب توده ایران که گل سرسید آن ها افسران توده ای بودند فقط ده هزار نفر رأی بدست می آوردند و اعضا و هواداران واقعی حزب توده ایران از ده هزار بسیار کمتر بودند این به خوبی نشان می دهد که بخش اعظم پیکره حزب توده ایران که به صورت گروه های متفرق کوچک و پراکنده مخفی بودند از "حزب توده کیانوری" حمایت نمی کردند من خود شاهد بودم که بعضی از فعالین مبارز توده ای فحش و دشنام بار کیانوری می کردند در حالی که درباطن به عقاید کمونیستی و انقلابی و آزادی خواهانه و میهن پرستانه خود به شدت وفادار بوده فعالیت می کردند منتهی آن ها به واسطه چپ روی های کیانوری تصور نمی کردند که او جاسوس امپریالیسم باشد بلکه تصور می کردند که او صرفاً منحرف و خائن و جاسوس شوروی است و دارای همه گونه فساد اخلاق است و هیچ شباهتی به یک کمونیست ندارد . جلاد و بی رحم است و فاشیست و دسیسه چین و ماجراجو است . آن ها گرچه از صمیم قلب به سوویتیسم (شوروی دوستی اعتقاد داشتند) ولی بین سوویتیسم و جاسوسی برای شوروی دره عمیقی قائل بودند البته بخشی از توده ای های قدیمی جذب سازمان های طرفدار چین و یا چریکی و یا طرفداران خلیل ملکی شده بودند.

مسأله بسیار مهم در حزب توده ایران که امپریالیسم رابسیار وحشت زده می کرد ومن قبلاًهم دراین یادداشت ها در باره آن ها گفته ام این بود که در زمان دکتر مصدق سازمان نظامی حزب توده ایران به رهبری حزب اعتماد مطلق نداشت و تمام اعضای پایین سازمان های نظامی از جمله سمپات ها رهبران سازمان نظامی و مسئولان بالا نمی شناختند مسئولین درجه اول حزبی سازمان نظامی مانند کیانوری وجودت از اسامی افراد بی نام و نشان آن ها خبر نداشتند لذا بسیاری از این افراد شناخته نشدند مخصوصاً چمدانی که حاوی رمز اسامی افراد سمپات بود یک افسر توده ای (سرگرد پولاد دژ) با خود برداشته و فرار کرد بنابراین امپریالیسم همواره می ترسید که این افراد ناشناخته به سطوح بالا راه یابند و در ایران کودتا کنند.

برخی از این افراد مانند ظهیر نژاد که به ریاست ستاد ارتش ایران در زمان جمهوری اسلامی رسید و فلاحی نژاد و غیره به کیانوری اعتماد کردند و لو رفتند برخی اعدام و برخی هم برکنار شدند (مانند ظهیر نژاد) برخی در حوادث ساختگی مانند سقوط هواپیما از میان رفتند (مانند فلاحی نژاد) چون برای جمهوری اسلامی ایران افتضاح عظیمی بود که تقریباً تمام رهبری ارتش ایران به دست کیانوری افتاده و او می توانست در ایران کودتای کمونیستی کند و تنها مخالفت بسیار شدید شوروی ها بود که جلوی کار او را گرفت.

در دوران جمهوری اسلامی امپریالیسم با توجه به تجربه زمان شادروان دکتر مصدق، به کیانوری دستور داد، تا برای سازمان مخفی بجای اینکه با رمز مسائل نوشته شود بایگانی مرتبّی ترتیب داده شود تا بموقع اگر لزوم پیدا کرد به سرعت سازمان مخفی حزب را متلاشی کنند این بود که سازمان مخفی نظامی و غیرنظامی و سراسر پیکره آن بخش از حزب توده ایران که در دست کیانوری بود. مانند برف در آفتاب تموز آب شد و بدون هرگونه مشکل و سختی قابل توجه ظرف مدت کوتاهی سراسر از بالا تا پایان شناخته و متلاشی شد. و جمهوری اسلامی ایران فقط 1800 نفر را باز داشت کرد.

نمونه عوام فریبی های باند کیانوری – طبری این بود که از طبری نابغه ای ماوراء تصوّر می ساختند و دم غول بی شاخ و دمی از شخصیت ضعیف او ساخته بودند که بر همه علوم مسلط است چه وچه و چه. مثلاً می گفتند که قرآن را حفظ است ویا وی شانزده ساله بوده. به هر کتابخانه ای که می رفته به هر زبانی که می خواسته کتاب می خوانده در حالی که طبری در وقت ورود به زندان در 1316 یعنی سن 19-18 سالگی به زبان های انگلیسی و عربی آشنایی داشته و بعداً با زبانهای دیگر آشنا شده بود عمده آثار طبری اقباس و ترجمه بدون ذکر نام ماخذ و منبع و منشاء آثار خارجی است وی نویسنده و شاعری توانا و بسیار با استعداد و با قریحه و پرکار و متفکر متوسط و دارای شخصیتی بسیار ضعیف بود .

طبری یکی از بهترین نثر نویسان و شاعران و نویسندگان و داستان نویسان ایران است (گر چه بسیاری از داستان ها مانند داستان هایی که از یونان و روم و هند و مصر نوشته ترجمه و اقتباس است.) به هر حال با این همه خواندن آثار او برای روشنفکران ایران بسیار مفید است. روشنفکران ایران باید با دید نقادانه آثار او را دقیقاً مطالعه کنند "مبین که می گوید ببین که چه می گوید" قوام السلطنه و وثوق الدوله که انگوفیل و امریکلوفیل و شخصیت های مستبد و فاسد بودند اشعار بسیار عالی در وصف وتوصیف صفات و اخلاق عالی انسانی می سرودند.

قوام السلطنه که شعرهای عالی در وصف اخلاق می سرود فردی فاسد خودخواه بسیار متکبر و مستبد و خون ریز، حیله گر ماوراء ماکیاولیست بود و پدرش ثروت قابل توجهی نداشت و قوام السلطنه بعنوان پیش خدمتی دربار ناصرالدین شاه وارد شد و خیلی زود ثروت عظیمی از خانه های قصر مانند مجلل در تهران (که از جمله آن ها سفارت خانه های فعلی افغانستان و فلسطین است) و نیز بخش بزرگی از مزارع چای لاهیجان در کف او قــرار گرفت وثوق الدوله شاعری بود بسیار با استعداد و شعرهای عالی با مضامین انسانی می ساخت اما در نوکری و چاکری امپریالیسم انگلیس حدّ و مرز نمی شناخت و قرارداد خائنانه 1919 را که ایران را رسماً به کشور تحت الحمایه و مستعمره انگلیس تبدیل می کرد با امپریالیسم انگلیس منعقد کرد و به اتفاق نصرت الدوله (برادر مریم فیروز) و صارم الدوله پسر ظّل السطان نوه ناصرالدین شاه چند صد هزار لیره طلای انگلیسی برای این قرار دارد رشوه گرفتند و این افراد هوادار استعمار باز هم به عنوان آزادی خواه و میهن پرست از خود دفاع می کردند! همان طور کیانوری و مریم فیروز از خود می کنند!

بین سال های 1354-1349 رادیو پیک ایران که در صوفیه قرار است و ارگان کمیته مرکزی حزب توده ایران و در حقیقت باند کامبخش – کیانوری، بود که خود را حزب توده ایران می خواندند دائماً پیام پخش می کرد و اعضاء و هواداران حزب را در داخل کشور دعوت می کرد که به رهبری حزب اعتماد کنند و با آن همکاری کنند و به آن ها اطمینان می داد که سازمان امنیت و سازمان های جاسوسی امپریالیستی دیگر در حزب نفوذ ندارند از هر جهت امنیت آن ها تأمین است.

کیانوری سپس در مقاله اش که برای سمینار بررسی مساله بورژوازی ملّی در مه 1959 در شهر لایپزیک تشکیل شده بود این چنین می نگارد :

« بر همگان معلوم است که بورژوازی کشورهای امپریالیست روح انقلابی پیشین خود را از دست داده است و به یک نیروی ارتجاعی مبدل گردیده است.»

اولاً کیانوری می گوید «بر همگان معلوم است » چطور بر همگان معلوم است ؟

آیا همه این را می دانند چرا آقای باند باز لفاظ ما که انشاء مدرسه ای نوشته این جمله انشاء کودکانه را هم به انشاء خود اضافه کرده است!؟

سپس آقای دبیر اول حزب توده ایران و مؤسس باندی که امروز به رهبری به اصطلاح کمیته مرکزی حزب توده ایران را در دست دارد (کسانی مانند خاوری و لاهرودی و عمویی و پرتوی) در این سال ها به شدت از مشی رهبری حزب کمونیست چین و مائو طرفداری می کرد (چنان که در همین مقاله نقل قولی از مائو آورده است) به طوری که در حزب توده ایران به مسخره او را "مائو ، مائو" می خواندند چون رهبری حزب کمونیست چین علیرغم آنکه زمانی رسماً در کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی استالین و استالینیسم را رد کرده بودند امٌا هم چنان به استالین ابراز علاقه می کرد.

(سرانجام در 1961 در کنگره احزاب کمونیستی و کارگری مائو استالین را رسماً علیرغم کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی که او را رد کرده بود تایید کرد.) بنابراین امپریالیسم تا قبل از کنگره احزاب کمونیست در 1961 تصور می کرد که خروشچف و مشی او در جنبش جهانی انقلابی و کمونیستی شکست خواهد خورد و مائو پیروز خواهد شد لذا به عوامل خود نظیر کیانوری دستور داده بود تا برای کسب رهبری از مائو و استالین طرفداری کنند.

لذا کیانوری نیز به دستور امپریالیسم ظاهراً استالین و مائو طرفداری می کرد. بعداً که اختلاف شوروی و چین پیش آمد و اکثریت احزاب کمونیست از خروشچف طرفداری کردند. ناگهان کیانوری ببخشید "مائو مائو" از خرشچف طرفداری شدید کرد و به شدت به مقاله نویسی و کتاب نویسی علیه مائو پرداخت مثلاً کتابی را که باند او به نام "مائوئیسم و بازتاب آن در ایران" نوشته بودند و مائو را دیوانه و جاسوس امپریالیسم معرفی کرده بودند به نام فرج الله میزانی (جوانشیر) که در دوران انقلاب ایران دبیر دوم حزب توده ایران شد. یعنی نفر دوم بعد از کیانوری در باند کیانوری که قبلاً هم بیست و چهار ساعت در بازداشت به سر برده و سپس به اروپای شرقی برای مأموریت اطلاعاتی و خرابکاری برای امپریالیسم ، از طرف ساواک اعزام شده بود و توده ای ها او را عامل لو رفتن خسرو روزبه می دانند چاپ کردند.

کیانوری زمانی در تملق گویی از استالین و مائو دمی فروگذار نمی کرد و سپس به ان ها بدترین دشنام ها را داد مثلاً در "خاطراتش" و یا "گفتگو با دبیر اول". این فرد خائن از بدو ورود به حزب توده ایران زمانی که ظاهراً از عقاید فاشیستی دست برداشت هزار بار تغییر شکل و رنگ داده است.

به هرحال بر اساس نقل قولی از استالین در کنگره نوزدهم حزب کمونیست شوروی (1952) که گفته بود بورژوازی پرچم را به زمین گذاشته است باند کامبخش ادعا می کرد که استالین گفته است بورژوازی ارتجاعی شده است با مصدق به شدت مخالفت می کرد و علیه او و اغتشاش تخریب از پشت جبهه انجام می داد.

در صورتی که اولاً استالین نگفته بود بورژوازی ارتجاعی شده است بلکه گفته بود" بورژوازی پرچم را زمین گذارده است" بلاتردید مقصود استالین بورژوازی کشورهای امپریالیستی بود. البته آنجا که باید قضاوت تاریخی کرد باید گفت که اشتباهات عظیم خود استالین که بخش عظیمی از آن ناشی از احاطه جاسوسان امپریالیسم انگلیس در اطرافش بود (کسانی مانند مولوتف و مالنکف) استالین با عقب نشینی نکردن پس از جنگ دوم جهانی از اروپای شرقی و کمک به اقدامات بلانکیستی و ایجاد دیکتاتوری های خشن پلیسی بجای ایجاد دمکراسی پارلمانی و خیانت در جبهه های متحد مرکب از کمونیست ها و نمایندگان بورژوازی کشورهای اروپای شرقی کمک کرد تا کمونیست ها در اروپای غربی و سراسر جهان منفرد شده ملیٌون و نمایندگان بورژوازی کوچک و بورژوازی متوسط وخرده بورژوازی بسوی امپریالیسم و کارتل ها هل داده شوند تا حدود بسیار زیادی روحیات مترقی خود را از دست دادند من استالین را چنین می یابم که هست نکات مثبت و منفی او را در نظر می گیرم:

بی شک اگر استالین نبود، بشریت هم نبود خدمات عظیم او نظیرایجاد اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، شکست فاشیسم، پیروزی انقلاب چین، فروپاشی سیستم مستعمراتی و از جمله هندوستان (انقلاب استقلال هند) همه و همه مرهون نبوغ عظیم و کار خلاقه شبانه روزی بی همتای اوست. اما هم چنانکه خودش می گفت دچار سرمستی از پیروزی شده بعد از جنگ اشتباهات بزرگ را در اروپای شرقی انجام داد بی شک اگر این اقدامات بلانکیستی و تروریستی در شوروی اروپای شرقی نبود در بسیاری از نقاط جهان امکان ائتلاف کمونیست هاو ملیٌون بود مانند ایران و غیره .

بنابراین استالین گفته بود بورژوازی پرچم را زمین نهاده است نگفته بود که روحیات ارتجاعی پیدا کرده است و این غلوّ کیانوری برای توجیه چپ روی های خویش است.او دشمن خونی استالین بود،ولی چون در کنگره بیستم (1956) استالین را طرد شده بودند دست به یک بازی زده است اسمی از استالین نمی برد ولی تلویحاً مشی او را با غلوّ در پیش گرفته است بعداً کیانوری در کتاب هایی که پس اززندان جمهوری اسلامی نوشت به شدت از استالین بدگویی کرد همین کاری که زنش مریم فیروز انجام داد. سپس کیانوری بعد از آن در این مقاله سمینار لایپزیک (1958) بار دیگر ماهرانه علیه بورژوازی ملّی در ممالک نو مستعمره و مستعمره صف آرایی کرده است وی نوشته است "لیکن وضع در کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره طرز دیگری دارد تحت شرایط معینی در این کشورها قسمتی از بورژوازی ملّی به جنبش رهایی بخش ملحق شده" در جملات فوق چپ روی بسیار روشن ولی ماهرانه به چشم می خورد وی نقش مترقی بورژوازی را در کشورهای جهان سوم بسیار محدود کرده در صورتی که تقریباً تمامی بورژوازی ( از خرده بورژوازی تا بورژوازی نسبتاً بزرگ ) دارای روحیات مترقی و ضد امپریالیستی است مثلاً در ایران کسانی مانند مصدق که در رأس نهضت رهایی بخش ملّی قرارگرفتند دارای روحیات انقلابی و مترقی بودند حتی کسانی مانند رزم آرا می توانستند به جنبش آزادی بخش ملٌی بپیوندد.

آیت الله کاشانی بجای خود روحیات مترقی داشت منتهی اشتباهات دکتر مصدق که باند کامبخش – کیانوری و عمٌال امپریالیسم در اطراف مصدق در آن نقش عظیم داشتند آیة الله کاشانی مبارز ضد امپریالیسم انگلیس را به سوی راست راند حتی کسانی مانند محمدرضا شاه پهلوی دارای روحیات ناسیونالیستی بوده می توانستند نقش مترقی بازی کنند فدائیان اسلام دارای روحیات ضد امپریالیستی بودند بعداً در دوران انقلاب اخیر طیف وسیعی از میهن پرستان و انقلابیون ایران از مهندس بازرگان و آیة الله خمینی و آیة الله طالقانی دارای روحیات عظیم ضد امپریالیستی بودند.

کسانی دیگر در کشورهای دیگر مانند عبدالناصر پرچم جنبش جهانی انقلابی علیه امپریالیسم را علیرغم اختلافات خود حمل می کردند. و این جمله چپ روانه کیانوری " لیکن وضع در کشورهای مستعمره نیمه مستعمره طرز دیگری است. و در تحت شرایط معینی در این کشورها قسمتی از بورژوازی به جنبش رهاییبخش ملحق می شود" بسیار چپ روانه و مسخره است جای تمام این جملات مزخرف و انحرافی و خیانت آمیز را باید این جملات می گرفت "بورژوازی کشورهای امپریالیست و غیره امپریالیست در صورتیکه کمونیست ها دست از چپ روی برداشته و از اقدامات بلانکیستی و صدور انقلاب مانند کودتاهای بلوک شرق و افغانستان دست بردارند نیروهای انقلابی و مترقی بوده جنبش عظیم صلح دمکراسی و سوسیالیسم و رفاه و ترقی را در جهان به وجود خواهند آورد در کشورهای نو مستعمره و نیمه مستعمره بخش اعظم همه آن ها از خرده بورژوازی تا بورژوازی بزرگ دارای روحیات انقلابی و مترقی بوده در پیشاپیش جنبش رهایی بخش ملّی قرار داشته تا عالی ترین سطح رهبری آن پرچم انقلاب آزادی بخش جهانی را به دوش می کشند."

کیانوری در مسأله تشخیص بورژوازی ملٌی سردر گم است گیج می شود و مطالب را مخلوط می کند تا پاسخ نفهمی و بیسوادی خود را بدهد و هم خود را توجیه کند تا از آب گل آلود ماهی بگیرد و توده های مردم و حزبی را فریب بدهد این فرد به قول توده ای ها آنارشیست ( آنارخسیت) می نویسد :

"قبل از هر چیز می خواهم این سئوال را مطرح سازم: کدام بورژوازی را در کشورهای مستعمره و وابسته می توان نمونه بورژوازی ملی قلمداد کرد و خصوصیات بورژوازی ملٌی در مبارزه ضد امپریالیستی چیست؟

تا حال حاضر به قدر کافی درباره این موضوع روشن نبوده ایم نظر یه ای وجود دارد مبنی بر اینکه تنها بورژوازی صنعتی را بایستی ملٌی دانست در این مورد به تزی که توسط ششمین کنگره کمینترن مدون گردیده است اشاره می شود. تز کمینترن حاکی از این بود که قسمتی از بورژوازی در کشورهای مستعمره و وابسته و قبل از همه بورژوازی تجاری به منافع امپریالیسم خدمت می کند این قسمت از بورژوازی در ردیف فئودال ها و مامورین عالی رتبه یعنی خدمتگزاران امپریالیسم قرار داده می شود در حالیکه باقیمانده بورژوازی و منجمله بورژوازی صنعتی ملٌی نامیده می شود.

بر این اساس برخی از رفقا معتقدند که تمامی بورژوازی صنعتی را که در کشورهای مستعمره و وابسته و هم چنین قسمتی از آن را که مبدل به بورژوازی انحصاری گردیده است می توان دارای خصلت ملّی دانست"

بورژوازی و جنبش رهایی بخش ملّی ص 10-9

کیانوری اشاره ای به تز ششمیمن کنگره کمینترن می کند و از آن نتیجه می گیرد که قسمتی از بورژوازی در کشورهای مستعمره و وابسته و قبل از همه بورژوازی تجاری به منافع امپریالیسم خدمت می کنند " با توجه به اینکه در سطور بعد وقتی کیانوری می خواهد نظر مائو را نقل کند عین نظر اورا می نویسد بدون ذکر صفحه و کتاب "این نشان می دهد که در این جمله مائو نیز تحریف کرده است. در مورد تز کمینترن نیز عین جمله را نقل نمی کند زیرا او می خواهد مطلب را تحریف کند و خود را توجیه کند و خوانندگان حزبی را گمراه سازد. نظری به کمینترن نسبت می دهد که در همان زمان استالین ان را رد کرده است یعنی کسی که کمینترن تابع او بوده است.

او می گوید قسمتی از بورژوازی (مشخص نمی کند کدام قسمت بهداد) در کشورهای مستعمره و وابسته و قبل از هم بورژوازی تجاری به منافع امپریالیسم خدمت می کنند" ببینند استالین درباره بورژوازی در هیمن سال ها چگونه اظهار نظر می کند ما بر سر کتاب "دموکراسی نوین" به اثر خلٌاقه مائو سری می زنیم. چاپ چین . ترجمه چین حواشی آن را آنجا می خوانیم " کمال (کمال پاشا، آتا تورک) نماینده بورژوازی تجاری ترکیه پس از جنگ جهانی اول بود. پس از جنگ جهانی اول امپریالیست های انگلستان دولت وابسته یونان را برانگیخت که به ترکیه تجاوز مسلحانه نماید، خلق ترک که از کمک اتحاد شوروی برخوردار بود در 1922 بر ارتش یونان فائق آمد در 1923 کمال به ریاست جمهوری ترکیه انتخاب شد استالین گفت انقلاب کمالیست نماینده قشر فوقانی بورژوازی ملٌی تجاری است که در مبارزه علیه امپریالیست های خارجی رخ داد ماهیتاً در رشد و تکامل خود علیه کارگران و دهقانان و علیه هرگونه انقلاب ارضی توجیه گردید استالین درگفتگو با دانشجویان دانشگاه سون یات سن ص 72.

ملاحظه می کنید استالین کمال پاشا را انقلابی و ملٌی می خواند و حتی قشر فوقانی بورژوازی تجاری ترکیه را ملی خواند و این نشان می دهد که جعلیات و جملات سخیفانه کیانوری چقدر مضحک است خیانت این فرد به خوبی واضح است او برای انداختن اختلاف در جنبش انقلابی و ملی و کمونیستی ایران منفرد کردن حزب توده ایران را در میان عامه مردم ایران ازجمله بورژوازی تجاری که جنبه ملٌی دارد و توجیه اقدامات خائنانه اش علیه حکومت ملٌی دکتر مصدق که بورژوازی تجاری پشتیبان آن بود و توجیه سیاست خود علیه مصدق که او را عامل امپریالیسم امریکا می خواند و توجیه می کرد که او چون نمایندگی بورژوازی تجاری است پس او جاسوس امپریالیسم امریکا است . چون او نماینده بورِژوازی کمپرادور بود پس ارتجاعی و ضد ملٌی بود او لطمات عظیم به نهضت ملٌی ایران به رهبری دکتر مصدق و تضعیف مواضع حزب توده ایران زد و حزب را در میان قاطبه عظیم مردم ایران منفور و منفرد کرد که این کار را هم بعداً هم در دوران انقلاب 1361-1356 انجام داد و با حملات شدید علیه دولت ملٌی بازرگان علیه آیة الله شریعتمداری و غیره ادامه داد صفوف انقلاب ایران را پراکنده ساخت بورژوازی را به طرف راست راند و حزب توده ایران رابه صورت فرقه مسخره ای که تظاهر به مذهب می کرد جدا و منفرد از توده های عظیم مردم در آورد.

اما استالین می گوید که کمال پاشا بعداً علیه طبقه کارگر و دهقانان موضع گرفت علت آن واضح است زیرا بورژوازی تجاری در کشورهای مانند ایران و ترکیه در ان روزگاران و سیعاً با مالکیت ارضی تلفیق یافته بود و طبعاً نمی توانست به نفع دهقانان و انقلاب ارضی گامی بردارد و از توده های وسیع دهقانان حمایت کند در ضمن چون با بورژوازی صنعتی در آمیخته بود گامی جدی به نفع کارگران بردارد و مواضع ضد سرمایه داری پیش گیرد.

این مطالبی است که باید کومنیست ها درک کنند و بر اساس آن زمینه اتحاد جنبش انقلابی و کمونیستی را با جنبش بورژوازی که می تواند در اتحاد با طبقه کارگر و جنبش کمونیستی جبهه انقلابی فراهم آورد آماده سازند. در انقلاب مشروطیت نیز مهم ترین نیروی انقلابی بورژوازی بود اما این بورژوازی تجاری بود یا صنعتی؟ کمپرادور بود یا صرفاً ملٌی؟!

بورژوازی ایران که در انقلاب مشروطیت شرکت داشت مطلقاً بورژوازی تجاری بود و بر اساس تجارت با کشورهای امپریالیستی عمل می کرد. با این همه دارای مشی مترقی، آزادی خواهانه ملٌی و انقلابی بود که به همراه خرده بورژوازی و روحانیت مترقی و ملٌی پرچم انقلاب را برافراشته بود.

در انقلاب مشروطیت دهقانان نقش قابل توجهی نداشتند و طبقه کارگر وجود نداشت تنها بخشی از نیمه پرولتاریای شهری و پرولتاریای ایران مقیم قفقاز که آن هم دارای روحیات پرولتری نبوده باید نیمه پرولتاریا نامیده شود شرکت داشتند. پیشگامی و رهبری انقلاب به طور عمده در دست بورژوازی تجاری کمیرادور بود و این البته یکی از علل ناپیگیری و درجا زدن انقلاب مشروطه بود کیانوری جملاتی به هم می بافد و تا سیاست خیانتکارانه خود را در جهت انفراد کمونیست های ایران و تفرق صفوف انقلابی ملٌی، مترقی و دمکراتیک ایران پیش برد

کیانوری حتی بورژوازی را در ردیف فئودال ها و مامورین عالی رتبه قرار می دهد. مقصودش از مامورین عالی رتبه چیست؟! این دیگر چه جنمی است؟!

آیادر طبقه بندی و قشربندی موافق ماتریالیسم تاریخی مارکسیستی طبقه یا قشری بنام مامورین عالی رتبه جایی دارد؟

او کادر بوروکراتیک بالای دولتی را که با ملاکیت ارضی و اشرافیت فئودالی در آمیخته اند قشر من در آوردی مامورین عالی رتبه می نامد. در اینجا لازم است بگویم در کشورهایی مانند ایران که تحت ستم استعمار بوده و طبقه کارگر رشد نکرده و متشکل نشده و متمرکز نشده و دهقانان دارای روحیات انقلابی نبودند حتی بخش عظیم فئودالیسم و دستگاه حاکمه این کشورها جنبه ضد امپریالیستی و ملٌی داشتند مانند فئودال های عشیرتی قشقایی در زمان حکومت دکتر محمد مصدق اینها کمونیست یا انقلابی کمونیست نبودند ولی نیروهای ملٌی به شمار می رفتند.

در انقلاب مشروطیت نیز بخش عظیمی از افراد و اقشار و طبقات فئودالی و اشرافیت فئودالی مانند سران ایل بختیاری دارای روحیات ملٌی و دمکراتیک بوده در انقلاب نقش فعال داشتند . و در برچیدن بساط استبداد قاجاری و مبارزه با امپریالیسم روس که عمده ترین دشمن مردم ایران و انقلاب ایران در آن زمان بود حتی بدتر از انگلستان بود نقش عظیمی داشتند . بعد از انقلاب روسیه انگلستان جای روسیه را گرفت و مبارزه انقلابی متوجه آن شد . نمی توان صرفاً به علت آنکه این بخش از انقلاب مشروطه انگلوفیل بودند خصلت ناسیونالیستی و ملٌی و دمکراتیک آن ها را نادیده گرفت این ها چپ روی های کوته بینانه ای است که صدمات عظیمی بر جنبش آزادی بخش ملٌی ایران ما زده است.

برخوردهای چپ روانه نیروهای کمونیستی و رادیکال باعث شده که جناح ملٌی جنبش رهایی بخش به سوی راست رانده شود . همین کار را چنان که اشاره کردیم کیانوری در انقلاب 1361-1356 ایران انجام داد و بخش بزرگی ازنیروهای انقلاب را مانند نهضت آزادی و جبهه ملٌی و رجال ان را به سوی راست راند.

شادروان مهندس بازرگان رهبر نهضت آزادی در اوایل انقلاب از اتحاد جبهه ملٌی – نهضت آزادی سازمان چریک های فدایی خلق و مجاهدین خلق ایران ( با خصلتی که آن زمان داشتند) پیشنهاد کرد. و اگر حزب توده ایران هم سیاست چپ روانه مخالفت با مهندس بازرگان به عنوان بورژوازی سازشکار در مقابل خرده بورژوازی انقلابی نگرفته بود شاید حاضر بود با حزب توده ایران نیز نزدیک شود اما باند کیانوری طبری و دسته هیات دبیران حزب توده ایران که ثمره باند کامبخش بود با سیاست مخالفت بی رحمانه با نهضت آزادی و جبهه ملٌی صف وسیع رجال و جمعیت هایی مانند دکتر حاج سید جوادی و غیره صفوف انقلاب را متفرق کرد آن را به سوی راست راند و از جنبه دمکراتیک انقلاب به نحو عظیمی کاست. او عامل بلا اراده امپریالیسم بود و فرامین آن ها را اطاعت می کرد . مثلاً شعارهایی می داد مانند " اتحاد کمونیست ها و مسلمانان انقلابی " در حالی که شعارهای درست " اتحاد نیروهای مذهبی و غیر مذهبی بود " کمونیست ها را در میان توده های مردم منزوی کرد و امکان هرگونه اتحادی را با مذهبیون انقلابی از میان برد. در ظاهر تملق روحانیت را می گفت و در باطن مشغول دسیسه چینی بود در تدارک در هم شکستن انقلاب و کودتایی نظیر کودتای کمونیستی افغانستان بود او قصد داشت جنگ ملٌی و مذهبی را با کمونیست ها پدید آورده ارتش شوروی را به ایران بکشد و جنبش جهانی انقلابی و کمونیستی و رهایی بخش را با شکست های عظیم و فاجعه انگیز روبرو سازد و وضعی هزار بار بدتر از افغانستان در ایران پدید آورده میهن مقدس را به اشغال امپریالیسم در آورد مسابقه تسلیحاتی را به نحو ماوراء بی سابقه ای گسترش دهد. اوضاع را متشنج سازد اقتصاد کشورهای سوسیالیستی را ورشکسته کند و غیره و غیره .

سپس کیانوری می نویسد :

"... در حالی که بقیه بورژوازی و منجمله بورژوازی صنعتی ملٌی نامیده می شود".

این تز صد در صد غلط و ضد مارکسیستی است که بورژوازی صنعتی ملّی است بورژوازی تجارتی ضد ملّی است به علاوه کیانوری در انقلاب 1361- 1356 نه تنها بورژوازی تجاری بلکه بورژوازی صنعتی را ضد ملّی و ضد انقلابی معرفی کردو به عنوان طرفداری از "خرده بورژوازی انقلابی" و مبارزه با بورژوازی سازشکار" راه عناد و دشمنی و جنگ و ستیزه و جنگ تبلیغاتی را در صفوف انقلاب ایران فراهم آورد شادروان مهندس بازرگان نماینده بورژوازی صنعتی بود و کیانوری در انقلاب 1361 – 1356 با جنگ عظیم تبلیغاتی علیه مهندس بازرگان نه تنها حزب توده ایران را منفورو نابود کرد بلکه بین نیروهای مذهبی نیز اختلاف شدید انداخته صفوف آن ها را متفرق کرد علت عمده اختلافات آیة الله خمینی و مهندس بازرگان و طیف طرفداران آن ها با هم که هنوز ضربه عظیم


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 95 ،

کمونیست های آرمان پرور

توماس مور

ترجمان

بهداد

8

در یوتوپیای مور یک جریان « بردگی – جرایم » وجود دارد کسانی که در کشورهای دیگر محکوم به مرگ می شوند در یوتوپیا به کار سخت برای تمام دوران زندگی محکوم می گردند . یا به عنوان برده مورد فروش واقع می گردند . اسرای جنگی نیز به عنوان برده فروخته می شوند . البته بردگی شامل مدٌت زندگی فرد می گردد و جنبۀ موروثی ندارد . توماس مور بردگی در یوتوپیا را دارای جنبه مثبت بر می شمرد در مقابل وحشی گری هایی که دادگاه ها در عصر او به عنوان مجازات در انگلیس وضع می کردند.



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 81 ،
2015-08-12

اعراف

و إما ینر غنک منا لشیطان نزغ فاستعذ بالله إنه سمیع علیم – 200

هرگاه شیطان وسوسه ای کرد ترا وسوسه ای ، به خدا پناه جو که او سمیع و علیم است .




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 84 ،

تاریخ جنبش انقلابی و کمونیستی ایران

بی بند و باری تشکیلاتی منشویکی

در حزب خائن جنایتکار توده

3

رفیق ایرج اسکندری در سال های 1320-1318 در زندان قصر ، این زمان که دیگر رفیق شهید قهرمان دکتر تقی ارانی جان باخته بود شروع کرد با معلومات مارکسیستی - لنینیستی خود از جمله مصوبات کمینترن با توجه به اوضاع عینی و ذهنی ( از جمله حقوقی ) ایران برای ایجاد حزب کمونیست نقشه بکشد . دو راه وجود داشت :



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 96 ،

فرضیه شماتیزه

وقفه و تهییج در افسردگی


1) آیا وقتی افسردگی شدید و رو به پیشرفت است . باید بیمار را در اتاق به طور عمده تاریک نگهداری کرد و وقتی که افسردگی رو به زوال است و قوس نزولی می پیماید بیمار را باید هرچه بیشتر تحت تأثیر نور قرار داد . این به سرعت بهبودی بیمار کمک می کند .



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 94 ،
2015-08-15

دختر اخگر پوش


25

ای دختر محبوب

ای پسر زیبای آفتاب

عشق بازی در کهکشان آبی

می بوسم پستان های آتشین ترا

ای الهه اخگر خورشید آفتاب

ترانه ای از کوه دماوند

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]


برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 93 ،







آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2412
  • بازدید امروز :3
  • بازدید دیروز : 2
  • بازدید این هفته : 15
  • بازدید این ماه : 111
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه